از سر دل تنگی یا مالیخولیای نمی دانم چی، سال ها پیش پناه بردم به نوشتن.آن روزها دلتنگ هزار چیز، ابن روزها دلتنگ خانه و خاک ، هزار چیز هم ... این روزها در برلین زندگی می کنم. فیزیک می خوانم. خیال دارم روزی برگردم. هر اُردی بهشت، یک سال بزرگ تر می شوم. رنگ آبی را دوست دارم، ارغوانی را، سبز پاییزی.... همه ی رنگ های دنیا را. وقت کنم نقاشی هم می کنم. اینجا می نویسم برای گاهی که حوصله داری چای تازه دم بنوشی...