تبليغاتX
یک فنجان چای داغ - دِهِه...

منبع: http://seifico.com

- آقا این سماور چنده؟

- سی یورو.

- روسیه نه؟

- بله، خیلی عالی.

- چه قدر عمرشه؟

- نمی‌دونم. شاید هزار سال، صد سال، شاید یک ماه، اصلا یک روز. کجایی هستید؟

- ایرانی.

- آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآووووووووووووووووووووووووووووووووووووو..... آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآوووووووووووووووووووووووووووووووو....

- حالا چرا آآآآآوووو؟

- من‌م ایرانی‌م.

۰ آقا این چند؟

- ده یورو.

۰  من هفت یورو می‌خرم‌ش.

- دِ! گفتم ده یورو!

۰ این یکی چی؟

- ده یورو.

۰ کار می‌کنه؟

- معلومه. یعنی چی؟ ما چیز خراب نمی‌فروشیم.

۰ می‌شه امتحان‌ش کرد؟

-  می‌شه. بده‌ش من. اول بگو می‌خوای بخری‌ش یا نه؟ امتحان کنی بعدم بگی نمی‌خوام.

۰ ولش کن آقا، نخواستیم.

- وایسا اگه می‌خوای وایسا... پرنسس، خیال می‌کنه هر کا بخواد می‌تونه بکنه. شما را نمی‌گویم ها. حالا ۵۰ سنت بدی امتحانم کنی، بعد نخره.

- بله آقا.

- شما را نمی‌گم. شما خواستی می‌خری نخواستی‌م با هم گپ زدیم.

- بله آقا.

- حالا خواستید فکراتونو بکنید، به‌تون ۲۵ یورو هم می‌دهم. من آن‌طرفم.

- بله آقا. خیلی ممنون.... سپاس... ما ایشالا اگر تصمیم گرفتیم خدمت می‌رسیم.

+  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 15:52  به قلم نرگس  |