|
جمعه آمده بالای سرم، شکلاتش را گاز میزند، میگوید: تو هم مثل من آزرده بهنظر میرسی که. شکلات؟
- نه، سپاس.
نشسته پشت کامپیوتر هی طیفهایش را با طیفهای من مقایسه میکند، با طیف مقالهی فرانسوی. پیکهایشان شبیه هم نیستند. داد میزند: گُه. مشتهایش را میکوبد رو میز: باید دلیل دیگری برایش پیدا کنم.
حتما نوربرت به او هم گفته باید دلیلش را پیدا کند. زود تند سریع.